-
برگی از یک نوشته
سهشنبه 5 مهرماه سال 1384 21:04
موسیقی فقط هنر نیست بلکه همه هنرهای زیبا را شامل می شود موسیقی بیان خوش آهنگ زتدگی است موسیقی احساسات را صدا دار می کند جایی که سخن باز می ماند موسیقی آغاز می گردد
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 20 شهریورماه سال 1384 18:40
-
پرستوهای مهاجر....
یکشنبه 19 تیرماه سال 1384 20:47
پرستو جان کجا رفتی بهاره درخت یاس گل کرده دوباره نمی آیی نمیدونی که بی تو برایم زندکی معنا نداره پرستوجان کجا کاشانه کردی بنای عشق را ویرانه کردی مرا بر خاک بنشاندی و رفتی بر بام آسمان ها لانه کردی نمی دانی شب هجران درازه در میخانه اندوه بازه اگر چه بند زنجیره به پا یم ولی آخربه سویت پرگشایم کنار ساحل غم منتظر باش...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 10 تیرماه سال 1384 15:15
جلوه ی هستی را در نیمه ی چشمانت دیدم ...... غریبانه سوختم و ساختم...... با منی با من بمان تا سرود عشق ام را با عشق در سازم......نتونستم......نتونستم......قد رعنا ی تو را ببینم.....اخه چشمی که پر ابه قدرت دیدن نداره......نتونستم......نتونستم......گل سرخی...... واست از باغچه بچینم......اخه دستی که بلرزه......قدرت چیدن...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 اسفندماه سال 1383 14:16
باز با دیوانگی شولای عریان ساختم باز بی تو مثل هر لحظه خودم را باختم آری از درد ملامت من رها گشتم ولی عاشقانه حویش را در دام تو انداختم
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 اسفندماه سال 1383 19:54
زندگی باغی بزرگه پر از گلهای تازه هر کسی یه باغچه از عشق برای دلش می سازه دل مهربون آهو باغچه رو تو خواب می بینه قناری رو خاک گلدون به امید گل می شینه
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 اسفندماه سال 1383 19:28
یاد داری روزهایی را که گل می کاشتیم کلبه ای در جنگل سبز صداقت داشتیم در تب و تاب پریدن بالهامان باز بود در سکوت شب صدای عشق را می شد شنید با دو پای آرزو در آسمان می شد دوید باید از آن روزها خوب و زیبا یاد کرد آستین بالا زد و این باغ را آباد کرد
-
سلام
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1383 16:50
سلام به همه دوستان خودم