یاد داری روزهایی را که گل می کاشتیم
کلبه ای در جنگل سبز صداقت داشتیم 
در تب و تاب پریدن بالهامان باز بود
در سکوت شب صدای عشق را می شد شنید 
با دو پای آرزو در آسمان می شد دوید
باید از آن روزها خوب و زیبا یاد کرد 
آستین بالا زد و این باغ را آباد کرد  

سلام

سلام به همه دوستان خودم